تك بيتي
دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت
بشکست عهد وز غم ما هیچ غم نداشت
حافظ
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 8:15 توسط مرتضی
|
بشکست عهد وز غم ما هیچ غم نداشت
حافظ
وی جام بلورین که خورد باده نابت
خواهم همه شب خلق به نالیدن شبگیر
از خواب برآرم که نبینند به خوابت
یک چند هم به مصلحت عشق کار کن
يك دوســــت به صــــــد سال توان پيـــدا كرد
اهلي شيرازي
كه سر به كـــوه و بيابان تو داده اي ما را
قائم مقام فراهاني