تک بیتی
هر بار که خوانده ام تو را باریدم
هر بار که خوانده ام تو را باریدم
که اسـتـمرار نـعـمـت مـی کـند بی قدر نـعمت را
دیــوانــه شــد از طــرز نـگاهـت قـلم انــداخت...!
نامه را آهسته وا كن دل در آن پیچیده است
بهر فریب خلق بگویی خدا خدا
میترســـم از کسـی کـه نمیتــرســد از خـــدا !
نگه نداشت دلم را و جای رنجش نیست
ز دست بنده چه خیزد خدا نگهدارد
یکی گوهر شود از صدهزاران قطره باران را
آب دریـا در مـذاق مـاهـی دریــا خـوشـسـت
نه اینکه فکر کنی مرهم احتیاج نداشت
کــه زخـم هـای دل مـن عـلاج نـداشت
در همان حالت که می میرم دعایت میکنم
معینی کرمانشاهی
نام زینب در شـئـون زنـدگی گـل میکـند
در دل عـشـاق ایـجـاد تـحــول مـیــکـنـد
مهدی زهرا که خود رمز توسل با خداست
در مقام ذکـر با زیـنـب تـوسـل مـیــکـند
بشنو از دل دل حریم کبریاست
نی بسوزد خاک و خاکستر شود
دل بسوزد خانه دلبر شود
پس بزن ای عقرب که دردش کمتر است
زیبائی عشق است که در چشم تو پیداست
که ننهد برچنين صورت دل ازدست
نه تنها من،تو هم دنیای دردی
نـاز داری نـاز كن نـازت بنازم نازنیــن
من به امید عطای تو خطا کار شدم
تو با من چه کردی که با او کنی