تك بيتي

رشته مهر تو شد زنجيرم

گر جدا از تو شوم ميميرم

تك بيتي

خوب کردی وقت رفتن آمدی دیدی مرا

گر نمی دیدی مرا دیگر نمی دیدی مرا


جغتایی

تك بيتي

همه خفتند به غیر از من و پروانه و شمع

قصه ی ما دو سه دیوانه دراز است هنوز

 

عماد خراسانی

تك بيتي

ژاله از روي لاله  دور مكن         

تا نسوزد ز شعله بستان را         


عراقي

تك بيتي

ضــــــيافتي كه در آنجا توانـــــگران باشـند         

شكــــنجــه اي است، فقــيران بي بضاعت را        

صائب

تك بيتي

ذکرش به خیر ساقی فرخنده فال من

کز در مدام با قدح و ساغر آمدی

تك بيتي

ژاله بر لاله فرو می‌چکد از دامن ابر

خیز و با لاله رخی ساحت گل‌زار ببوی

تك بيتي

گر ز ازردن من هست غرض مردن من

مـــردم آزار مــكــش از پـي ازردن مـن