تك بيتي

قسم بر جامه عشقي كه از مهرت بتن دارم

فـرامـوشت نـخواهـم كرد تا جـان در بـدن دارم

تك بيتي

یک قــطره عـشـق کـنـج دلـم را گرفته است

این قطره هم به شوق نگاهت چکیدنی ست

تك بيتي

چون مـيروي بي من مرو

اي جان جان بي تن مرو

تك بيتي

دوست دارد یار این آشفتگی

کوشش بیهوده به از خفتگی