تک بیتی

دیـدی کـه یـار چـون ز دل مـا خـبر نـداشت

مـا را شـکـار کـرد و بـیـفکـنـد و بـرنـداشت؟

تک بیتی

خط سبــزی بـــه رخ سبز، مــرا کــرد اسیــر

دام همرنـــگ زمیـن بــود، گــرفتـــار شــدم!

تک بیتی

وه چه شود اگر شبی؟ بر لب من نهی لبی

تا به لب تو بسپرم، جانِ به لب رسیده را


شاپورتهرانی

تک بیتی

بدا به حالت ان مجرمی که روز حساب

به قدر یک شب هجر تواش عذاب کنند

تک بیتی

آنشب كــه تـو را بــا دگری دیــدم و رفتــم

چـون مـرغ شب از داغ تــو نــالیدم ورفتـم

تک بیتی

نقـاش زمـان چـون بـه دو چشمان تـو پــرداخت

دیــوانــه شــد از طــرز نـگاهـت قـلم انــداخت...!

تک بیتی

بپرس اين دست هاي هرزه ي آماده ي چيدن

کـجــا بـودنــد وقتــي کالي ات را تــاب آوردم؟

تک بیتی

خـودت را جـاي مـن بـگذار و بعـدش خـوب دقـت کن

ببين يک دل نه صد دل عاشق خود مي شوي يا نه؟

تک بیتی

از هر چه غیر اوست، چرا نگذری؟ شعیب!

كـافر برای خـاطـرِ بـت، از خـدا گـذشـت ...